loading...

از کتاب مافیای سیر و سلوک

می بوسمت هرچند خواهم کشت فکرت را...

بازدید : 50
دوشنبه 4 اسفند 1398 زمان : 2:57

بیا از درونم برو ساده امشب

ولم کن که من در من افتاده امشب

شبیه یک اعجاز در عمق آلت

گمان می‌کنم بیوه‌‌‌ای زاده امشب

برو تا بدانم که یک واژه‌ی نر

نهادینه شد در توِ ماده امشب

اسیر نماندن شو از بوسه بگذر

برای لب مردِ آزاده امشب

تمام دلت درد دارد به من چه؟

ببین مرهمی‌نیست در باده امشب

ببین قرص‌ها عین حل معما

به احساس من حکم را داده امشب

ولم کن برو، گیر کردم، گرفتم

شبیهِ تن و قبر آماده امشب

عجیب است نه؟ یک جهان کوه خارا

برای کمی‌بغض واداده امشب

«ناصر تهمک»

بی بیِ مو سفید دشت ها
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آمار سایت
  • کل مطالب : 9
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 29
  • بازدید کننده امروز : 30
  • باردید دیروز : 10
  • بازدید کننده دیروز : 11
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 64
  • بازدید ماه : 155
  • بازدید سال : 899
  • بازدید کلی : 1549
  • کدهای اختصاصی